ميگويي: باران را دوست دارم؛ ولي تا باران مي بارد چترت را وا ميکني!
ميگويي: خورشيد را دوست دارم؛ ولي با آفتاب دمان به سايه ميگريزي!
ميگويي: باد را دوست دارم؛ باد هم که مي وزد پنجره ات را مي بندي!
اين است که ترس برم ميدارد ... چون ميگويي مرا هم دوست داري
+
نوشته شده در شنبه 1 بهمن1390ساعت 0 قبل از ظهر  توسط انسان ، موجود ناشناخته
|
هفته پیش رفتم ثبت شرکت ها برای اینکه ببینم چه مدارکی برای کارهام لازم دارم و همه رو یادداشت کردم.امروز که با مدارک آماده شده رفته بودم یه بخشنامه جدید اومده بود که توش مدیر یا عضو هیئت مدیره بودن کارمندان دولت تو شرکت های خصوصی رو ممنوع کرده بود و باعث شد تمام اسنادی که تهیه کرده بودم نیاز به اصلاحات پیدا کنه... حالا معلوم نیست هفته بعد برم باز بخشنامه جدیدی نیومده باشه و دوباره و دوباره .... امروز برو فردا بیا ....
خلاصه رفتم ببینم کارمند یعنی چی و کارمند دولت به چه کسی گفته میشه که به یه مطلب جالب برخوردم :
{{
لغت کارمند به معنی : آنکه کاری دارد و یا خدمت کار و یا کسی که در موسسه و یا اداره ای مشغول به کار است

اما در واقعیت : کارمند فردی بوده که از زور بیکاری و یا فرار از خدمت سربازی و یا عدم سرمایه و توان مالی لازم, به آب باریکه ( حقوق کارمندی) قناعت کرده و به خود قبولانده است که برای قوت لایموت هر روز صبح باید غیرت و تعصب و غرور و ... خود را در خانه جا بگذارد و سر کاری یکنواخت و روزمره و دائمی برود و اگر خواهان پیشرفت باشد مثل بنده ای مطیع تابع محض بالا دست خود باشد ( طوری که حتی خنده و گریه اش نیز تابع احوالات رئیسش گردد ) .
کارمند میتواند در قالب رسمی, پیمانی, قراردادی, ساعتی, روزمزد و یا شرکتی مشغول به کار شده باشد. ( البته اکثر این قالب ها برای کارمندان دولتی صادق است)
بهترین کارمندان آنانی هستند که با مدارک بالا به صورت ساعتی به شرکت های خصوصی و یا دولتی مشاوره می دهند و ضعیف ترین قشر کارمند نیز آنهایی هستند که با حد اقل سواد به صورت روزمزد و یا شرکتی در خدمت مراکز دولتی قرار میگیرند !!!
}}
--------------------------------
آخرشم من متوجه نشدم اگر کارمند دولتیم چرا تو پرداخت وام و مزایا با اونها فرق داریم و اگه نیستیم چرا عیدیمونو مثل اونها پرداخت میکنن ! من کم کم دارم عاشق این ماده ها و تبصره ها میشم که اگه نشم متوجه خیلی از این تبعیضا نمیشم و قاتی پاتی میکنم !
+
نوشته شده در دوشنبه 26 دی1390ساعت 5 بعد از ظهر  توسط انسان ، موجود ناشناخته
|
پسر كوچكی وارد داروخانه شد كارتنی را به سمت تلفن
هل داد روی كارتن رفت تا دستش به دكمه های تلفن برسد و شروع كرد به گرفتن شماره ای
هفت رقمی مسئول داروخانه متوجه پسر بود و به مكالماتش گوش داد پسرك پرسید : خانم می
توانم خواهش كنم كوتاه كردن چمن ها را به من بسپارید؟ زن پاسخ داد : كسی هست كه این
كار را برایم انجام می دهد پسرك گفت : خانم من این كار را نصف قیمتی كه او می گیرد
انجام خواهم داد زن در جوابش گفت : از كار این فرد كاملا راضی ام پسرك بیشتر اصرار
كرد و پیشنهاد داد : من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می كنم در این
صورت شما در یكشنبه زیباترین چمن را در كل شهر خواهید داشت مجددا زن پاسخ منفی داد
پسرك در حالی كه لبخندی بر لب داشت گوشی را گذاشت مسئول داروخانه كه به صحبت های او
گوش داده بود به سمتش رفت و گفت : پسر از رفتارت خوشم می آید به خاطر این كه روحیه
خاص و خوبی داری دوست دارم كاری به تو پیشنهاد بدهم پسر جوان جواب داد : نه ممنون من
فقط داشتم عملكردم را می سنجیدم من همان كسی هستم كه برای این خانم كار می كند .
+
نوشته شده در شنبه 24 دی1390ساعت 0 قبل از ظهر  توسط انسان ، موجود ناشناخته
|
شاگردی از استاد پرسید: منطق چیست؟
استاد کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد - پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد
می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟
هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !
استاد گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر
آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟
حالا پسرها می گویند : تمیزه !
استاد جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید :
خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !
استاد گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و
کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟
بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !
استاد این بار توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام
عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم
تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است
استاد در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق !خاصیت منطق بسته به این است که چه چیزی رابخواهی ثابت کنی !!
+
نوشته شده در دوشنبه 19 دی1390ساعت 0 قبل از ظهر  توسط انسان ، موجود ناشناخته
|
عجیبترین اسامی ایرانی
خبرگزاری فارس نوشت: آرشیو، گشنه، گرگ اقا، بره، بوشفر، چاه، یتیم، حلوا،پارچه، پاکت، پوپول، ادامه، آشفته، افسرده، نوشابه، حلوا و ارزان بخشی از اسامی باور نکردنی افراد در سازمان ثبت احوال است.
به گزارش خبرگزاری فارس، آرشیو، آسیب، اجباری، اخی، اردوخان، اشتر، اهریمن، باباقلی، بیابانی، ملخ، فضا، فراری، شفتالو، شربت، قطار، قطاری، قسمت، قربانی، کابوس، گشنه، گرگ آقا، بره، بشم، بهداشت، بوشفر، چاه، چراغ، چیتر، زنگی، سرباز، شوجر، علاقه، غم، غارت، فرار، فراری، فراموش، کوپال، گمان، لذت، لشکر، للو، ورندل و یتیم تنها برخی از اسامی پسران قابل تغییر در فهرست سازمان ثبت احوال است.این اسامی غالبا به قبل از سال 1370 بر میگردد.
آشفته، آفت، اجبار، افسرده، باجی، بیزار، پنبه، تعارف،حلوا، خرما، خیار، شربتی، شقیقه، کفتر، نیمکت، قیمتی، همیشه، نوشابه، ییلاق، لوله، لیاقت، لبو، لباء، مشکی، مشکیجان، مغلوبه، مفتول، حاضر، حالتاج، حسرت، حضرت، حبصه، خارا، خابس، پارچه، پاکت، پنیر، پوپول، پولی، انقلاب، اوجق، آمریکا، آلمان، انگلیس، انه، آقا بگم، ادامه و ارزان بخشی از اسامی قابل تغییر برای دختران است.
+
نوشته شده در چهارشنبه 14 دی1390ساعت 1 قبل از ظهر  توسط انسان ، موجود ناشناخته
|